زمستون و سرما و پاييز برام تصويراي مختلفي ميسازه گاهي برام مثل لذت بردن خيالي از تصور داشتن يک گلخونه توي يه زمين متروکه س که يه روز سرد زمستوني توي جاده به سمتش رانندگي ميکنم تا با خودم خلوت کنم .گاهي هم کاملا واقعيه مثل اون روزي که سره کاري که تازه رفتم و هنوز دارم با چالش هاش ذست و پنجه نرم ميکنم به يه موفقيت کوچيک و دلگرم کننده رسيدم و يکي از مطالباتو وصول کردم و با اين کارم هم حس خوبه جمع شدن يک پرونده رو داشتم هم سربلندي پول گرفتن از يه بد حسابو.يا حتي اون روز که سره اون کار ديگم نشسته بود
برچسب:
نویسنده: مهران کوهی
تاريخ: دوشنبه
12 مرداد
1405 ساعت: 15:48